 |
|
رتبه: 209
|
|
|
درباره من به درک که شکست....
|
 |
امان ز لحظه ی غفلت که شاهدم هستی
|
|
درج شده در تاریخ ۹۰/۰۹/۰۴ ساعت 12:23 بازدید: 493 نفر |
|
|
الم یعلم بان الله یری!!!؟؟؟؟؟؟؟
چند روز پیش برای خرید شیرینی به یک قنادی رفتم. پس از انتخاب شیرینی، برای توزین و پرداخت مبلغ آن به صندوق مراجعه کردم. آقای صندوقدار مردی حدودا ۵۰ ساله به نظر می رسید. با موهای جوگندمی، ظاهری آراسته، ...
القصه…، هنگام توزین شیرینی ها، اتفاقی افتاد عجیبا غریبا!
اتفاقی که سالهاست شاهدش نبودم. حداقل در شهر گناهان کبیره مدتها بود که چنین چیزی را ندیده بودم. آقای شیرینی فروش جعبه را روی ترازوی دیجیتال قرار داد، بعد با استفاده از جدول مقابلش وزن جعبه را از وزن کل کم کرد. یعنی در واقع وزن خالص شیرینی ها را به دست آورد. سپس وزن خالص را در قیمت شیرینی ضرب کرد و خطاب به من گفت: «۲۸۰۰ تومان قیمت شیرینی به اضافه ۵۰ تومان پول جعبه می شود به عبارت ۲۸۵۰ تومان»
نمی دانم مطلع هستید یا خیر! ولی سایر شیرینی فروشیهای شهرمان، جعبه را هم به قیمت شیرینی به خلق الله می فروشند. و اصلا راستش را اگر بخواهید بیشترشان معتقدند که بیش از نیمی از سودشان از این راه است. اما فروشنده مذکور چنین کاری نکرد. شیرینی را به قیمت شیرینی فروخت و جعبه را به قیمت جعبه. کاری که شاید در ذهن شمای خواننده عادی باشد ولی در این صنف و در این شهر به غایت نامعمول و نامعقول!
رودربایستی را کنار گذاشتم و از فروشنده پرسیدم: «چرا این کار را کردید؟!!»
ابتدا لبخند زد و بعد که اصرار مرا دید، اشاره کرد که گوشم را نزدیک کنم. سرش را جلو آورد و با لحن دلنشینی گفت: «اعوذبالله من الشیطان الرجیم. ویل للمطففین…» و بعد اضافه کرد: «وای بر کم فروشان! داد از کم فروشی! امان از کم فروشی!»
پرسیدم: «یعنی هیچ وقت وسوسه نمی شوید؟!! هیچ وقت هوس نمی کنید این سود بی زحمت را…»
حرفم را قطع می کند: «چرا! خیلی وقتها هوس می کنم. ولی این را که می بینم…» و اشاره می کند به شیشه میز زیر ترازو.
چشم می دوزم به نوشته زیر شیشه: «امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی!» چیزی درونم گر می گیرد. ما کجاییم و بندگان مخلص خدا کجا! حالم از خودم بهم میخورد.
راستی ما کم فروشی نمی کنیم؟ کم فروشی کاری، کم فروشی تحصیلی، گاهی حتی کم فروشی عاطفی! کم فروشی مذهبی، کم فروشی در عبادت، کم فروشی انسانی، روزنامه خواندن در ساعت کاری، گعده های تلفنی، گشت و گذارهای اینترنتی…
امان زلحظه غفلت که شاهدم هستی!
|
|
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید.
ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید. |
اپیلاسیون تهران اپیلاسیون تهران
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات سریع ترین اینترنت هوشمند میانه اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio*
ماجرای خواندنی شعر معروف شهریار درباره حضرت علی(ع) راز طول عمر امام زمان (عج) اقامتگاه امام زمان(عج) دار قالی و دخترک 30%تخفیف ویژه پنل,مختص ثبت نام کنندگان آنلاین در اس ام اس سامانه
|
نائیج:
سحر سحر: اينجور ادمها خيلي كمن انگشت شمار مرسي
ماه تنها:
ایکاش این روحیه اسلامی رواج پیدا کنه و باور کنیم روزی بدست اوست نه بند بازی ما
سوغات ارومیه.علیزاده: خیلی خوب بود-حرف نداشت
سیدمحسن: ایکاش این روحیه اسلامی رواج پیدا کنه و باور کنیم روزی بدست اوست نه بند بازی ما
ممنون بابت نظرخوبتون
آرمین حسینی:
@};-@};-@};-
علی اکبری ایرنجی(پاییز): مطلبتون تکان عجیبی به من داد. ممنون زحمت کشیدین
آ - جعفری: olsun
ساز سوزش: عتيقه
ممنون بابت نظرتون:D
محسن صمد پور: ahsan
قران خوندتونم دیدیم
حمید _میرزایی:
رضا تورک اوغلی: امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی.خیلی مطلب تکان دهنده ای بود.مرسی امتیاز.9999999999999999999
ممنون که نظر دادین